Setayesh Shafiei

Setayesh Shafiei

ستایش شفیعی

Nationality : Iranian
Age: 20 (2006)
Status: Shot to death
Health: Deceased2026-01-08

شامگاه جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ دومین شب قطعی اینترنت و ارتباطات معترضان باز هم در خیابان های شهرهای مختلف از جمله تهران حضور دارند. سرکوب در جمعه شب ابعاد خشونت بارتری نسبت به شب قبل پنج شنبه ۱۸دی پیدا کرده است. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از جمله سپاه پاسداران از ابتدای شکل گیری تجمعات اعتراضی معترضان را هدف گلوله های سلاح های سنگین قرار دادند و کشتند. ستایش یکی از کشته های همان شب است.

ستایش با تعدادی از دوستانش در حوالی محل سکونت شان یعنی «میدان خراسان» تهران به خیابان آمده بود. فضا پردود و ملتهب بود. صدای تیراندازی با فریاد و شعار درهم آمیخته بود. در نزدیکی ستایش و دوستش یک پسر نوجوان تیر خورد و به زمین افتاد. می گویند ۱۲ یا ۱۳ ساله بود. آن پسر نوجوان همان جا کشته شد.

ستایش با نگرانی برای آن کودک به دوستانش می گوید که مبادا پیکر آن بچه زیر دست وپا له شود از آن ها جدا می شود و به سمت پسربچه می دود. می خواست پیکر او را به عقب بیاورد. به محض رسیدن به پیکر آن نوجوان پای ستایش را هدف شلیک قرار دادند. همزمان گاز اشک آور به میان آن تجمع شلیک شد. ستایش بلند می شود تا برمی خیزد گلوله دوم به کمرش اصابت می کند ستایش به زمین می افتد و جان می دهد.

دوستانش و آن تجمع پراکنده شدند. بعد از ساعتی که التهاب می خوابد به دنبال ستایش به همان محل بازمی گردند. نه از پیکر ستایش خبری بود و نه از آن پسربچه. پیکرها را برده بودند.

ستایش عاشق بود. شب یلدایی که گذشت نامزد کرده بود. نامزد ستایش به همراه دوستانش برای پیدا کردن اثری از او در شهر به راه می افتند از بیمارستان تا هر مرجعی را که به ذهن شان می رسید گشتند تا بالاخره حوالی ساعت ۴ بامداد شنبه ۲۰دی کادر درمان یکی از بیمارستان ها به آن ها می گوید با مشخصاتی که می دهند یک نفر فوتی دارند. نامزد ستایش را برای شناسایی پیکر بالای سر ستایش می برند.

صورت ستایش رنگ پریده و سفید که نشان از شدت خونریزی داشت در بیمارستان شناسایی می شود. از پشت سر به او دو تیر جنگی شلیک شده بود.

حالا دیگر برای تحویل پیکر ستایش حضور نامزد و دوستانش کفایت نمی کرد. خانواده باید حاضر می شد. و ستایش هم خانواده ای نداشت. دوستان ستایش با سرپرست حقوقی او در سازمان بهزیستی تماس می گیرند. ساعتی بعد پیکر ستایش را به مرکز پزشکی قانونی «کهریزک» می فرستند. تا قبل از ظهر پیکرش بدون دریافت پول تحویل سرپرست حقوقی اش داده می شود.

سرپرست حقوقی ستایش هنگام دریافت پیکر او شکایت خود را هم ثبت کرد.

پیکر ستایش را به «بهشت زهرا» تهران می برند. اما آن قدر جمعیت زیاد بود که خاکسپاری اش به روز بعد موکول می شود. ستایش شفیعی یک شنبه ۲۱دی در «بهشت زهرا» تهران به خاک سپرده شد. برای مزار ستایش هم پولی دریافت نشد.

ستایش؛ دختری که خورشید بود

ستایش عضو تیم بسکتبال منطقه ۶ تهران بود و در باشگاهی تحت نظر آموزش وپرورش بازی می کرد. بعد از ۱۸سالگی که مثل دیگر نوجوانان وابسته به بهزیستی پوشش نهادها از روی آن ها برداشته می شود مستقل شد. توانست با کمک سازمان های مدنی خانه ای برای خودش در منطقه «نواب» تهران اجاره کند. پاییز امسال محل زندگی اش را تغییر داد و در «میدان خراسان» ساکن شد. همان جا هم او را کشتند.

ستایش برای کسب درآمد در فروشگاه فروشندگی می کرد. اما همواره با نهادهای مدنی که زیر پوشش آن ها بود ارتباط داشت و در مناسبت های مختلف فعال بود.

یکی از فعالیت های مستمر ستایش داوری «جایزه کتاب مهر» بود. جایزه کتاب مهر به ابتکار موسسه «مهر طه» با مشارکت چند موسسه دیگر که از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست نگهداری می کنند برگزار می شود. در این برنامه کودکان و نوجوانان موسسه ها کتاب های تازه منتشرشده از ناشران کودک و نوجوان را خوانده و داوری می کنند. ستایش یکی از داوران فعال در دوره های مختلف جایزه کتاب مهر بود.

ستایش خودش را برای کنکور آماده می کرد. می خواست درس بخواند و به دانشگاه برود. در محل سکونت جدیدش کتابخانه ای برپا و آن را تزیین کرده بود.

دوستانش در توصیف ستایش می گوید که «به شکل دیوانه واری رها بود.» دختر جوانی که سرکش بود و قوانین حاکم بر محیطش را بی محابا می شکست و انگار که زندگی خودش را هم داوری می کرد. بسیار مهربان بود. دست یاری داشت. قلم به دست بود و می نوشت. در تلگرام کانالی داشت به نام «دختری که خورشید بود» و هر آن چه در دل داشت و بازگو نمی کرد به رشته تحریر درمی آورد.

بعد از تحویل پیکر ستایش گوشی تلفن او هم به سرپرست حقوقی اش در سازمان بهزیستی تحویل داده شد. اگرچه هنوز این کانال تلگرام به روز می شود اما کسی نمی داند که چه کسی پس از قتل ستایش به کانال او دسترسی دارد.

چه شد که ستایش سر از بهزیستی درآورد؟

ستایش سه ساله بود که پدرش او را مقابل شیرخوارگاه رها کرد و رفت. می گویند که تصویرهای محوی از پدرش به یاد داشت. از سه سالگی تا پنج سالگی ستایش در بهزیستی بزرگ شد تا خانواده ای از کارمندان وزارت نفت او را به سرپرستی گرفت. اما ستایش را پس آوردند.

ستایش از پنج تا هشت سالگی با خانواده جدید زندگی می کرد. زندگی خوبی داشت. به او می رسیدند سفر می رفت و شاید در خیال های کودکانه اش رویاهایش را زندگی می کرد. اما همه چیز از بین رفت. طلاق و ازدواج مجدد پدرخوانده اش باعث شد که ستایش دوباره رها شود. کم تر از نه ساله شده بود که او را با وضعیتی وخیم به بهزیستی بازگرداندند. ستایش لکنت پیدا کرده بود دندان هایش خراب شده بود و گوشه لبش هم زخم بود.

خانواده جدید با استناد به مفاد قانون فرزندخواندگی بهانه ای برای فسخ قرارداد پیدا کرده بودند.

ستایش ۱۲ ساله شده بود که دوباره خانواده پدرخوانده اش پیدایشان شد تا از او حلالیت بطلبند. ستایش با راهنمایی سرپرست حقوقی اش و مددکاران بهزیستی رابطه ای مدیریت شده با آن ها برقرار کرد. هر از گاهی در بهزیستی بود و هر از گاهی در خانه ای که می گویند اتاقی برایش در نظر گرفته بودند.

این روند تا ۲۰سالگی ستایش ادامه داشت. تا شامگاه جمعه ۱۹دی که خامنه ای دستور تیر داد و ستایش و هزاران معترض را نیروهایی سراپا مسلح کشتند.

برای ستایش در یکی از موسسه های تحت پوشش بهزیستی مراسمی گرفته شد با حضور کودکان و نوجوانان سرپرستان حقوقی آن ها و جمعی که ستایش در میان شان بیست ساله شده بود.

Last Changes:

Date: 2026-01-15
City: Tehran
Country: Iran
Health Status: Deceased2026-01-08
Status: Shot to death
Comment: She was shot to death by security forces on Thursday, 8 Dey 1404 (29 December 2025) during the Iranian year 1404 (2025/26) nationwide uprising.
Date: 2026-01-15
City: Tehran
Country: Iran
Health Status: Deceased2026-01-08
Status: Shot to death
Comment: He was shot to death by security forces on Thursday, 8 Dey 1404 (29 December 2025) during the Iranian year 1404 (2025/26) nationwide uprising.