Shahram, originally from an Afghan family, was born in Bandar Abbas, Iran. From a young age, he was passionate about education and achieving his dreams. During his schooling in Iran, Shahram faced challenges, including being expelled from school due to restrictions imposed on Afghan migrants. Following this, he attended English language classes and decided to migrate to Europe with his brother.
After a challenging six-month journey, they arrived in Sweden in 2014. In Sweden, Shahram was separated from his brother and moved to a residence for migrants under eighteen years of age. He continued his education with enthusiasm and participated in various activities such as photography and playing the piano. His brother went to France, and Shahram continued his life independently, striving to assist children from Afghanistan and Iran.
In June 2020, Shahram graduated from high school and planned to invite his father and brother to attend his graduation ceremony. He had prepared the invitation for his family. However, due to an incident, he was unable to attend his graduation ceremony. His family continues to seek justice, and his absence remains deeply felt at his high school.
شهرام فرزند خانواده ای اهل افغانستان بود که در شهر بندرعباس ایران به دنیا آمدند. شهرام از کودکی علاقه مند به تحصیل و دستیابی به آرزوهایش بود. او در دوران تحصیل در ایران با مشکلاتی مواجه شد، از جمله اینکه به دلیل محدودیت های اعمال شده برای مهاجرین افغانستان، از مدرسه اخراج شد. پس از این اتفاق، شهرام به کلاس زبان انگلیسی رفت و تصمیم گرفت به همراه برادرش به اروپا مهاجرت کند.
پس از شش ماه سفر دشوار، در سال 2014 به سوئد رسیدند. در سوئد، شهرام از برادرش جدا شد و به خانه ای منتقل شد که مهاجران زیر هجده سال در آن زندگی می کردند. او با شور و شوق به تحصیل ادامه داد و در فعالیت های مختلفی مانند عکاسی و نواختن پیانو شرکت کرد. برادرش به فرانسه رفت و شهرام به تنهایی به زندگی خود ادامه داد و تلاش کرد به کودکان افغانستان و ایران کمک کند.
در ژوئن سال 2020، شهرام از دبیرستان فارغ التحصیل شد و تصمیم داشت پدر و برادرش را دعوت کند تا در مراسم فارغ التحصیلی اش شرکت کنند. او برای این کار برنامه ریزی کرده بود و دعوتنامه ی خانواده را آماده کرده بود. اما به دلیل حادثه ای، نتوانست در جشن فارغ التحصیلی خود شرکت کند. خانواده اش همچنان در پی دادخواهی هستند و جای خالی او در دبیرستانش پرنشدنی است.