آقای احمد میرعلایی مترجم، نویسنده، مدرس دانشگاه، ناشر و روزنامه نگار، از قربانیان سلسله قتل های سیاسی موسوم به «قتلهای زنجیره ای» است. آقای احمد میرعلایی ساعت ۸ صبح روز سه شنبه ۲ آبان ۱۳۷۴ به قصد رفتن به کتابفروشی اش از خانه خارج شد اما نه به کتابفروشی اش رفت و نه دیگر به خانه برگشت. بر خلاف همیشه که اگر ظهر به خانه نمی رفت، تغییر برنامه اش را خبر میداد، آن روز تلفنی به خانواده اش نکرد. خانواده و دوستان اش که نگرانش شده بودند به جستجویش پرداختند. حوالی ساعت ۱۰ شب ماموران نیروی انتظامی به خانواده اش اطلاع داد که جنازه اش را در یکی از کوچه های فرعی نزدیک به محل کارش در اصفهان پیدا کرده اند، در حالیکه به شکل نشسته به دیوار تکیه داده بود. (پیام هاجر، شماره ۳۰۷) در کنار جسد او بطری نیمه پر از مشروبات الکلی قرار داده شده بود. خانواده اش همان شب در پزشکی قانونی جسد او را می بینند درحالیکه جای تزریق ۲ آمپول در دست راست وی قرار داشت.
هوشنگ گلشیری دوست و همکار او در کانون نویسندگان با ارسال نامه ای از رئیس جمهور وقت درخواست تحقیق کرد که بدون پاسخ ماند. چند ماه بعد در خرداد ۱۳۷۵، هوشنگ گلشیری در مصاحبه با روزنامه آلمانی قتل وی را ترور نامید:«ما نویسندگان در وحشت و ترور زندگی می کنیم.»
برخی از ترجمه های منتشر شده احمد میرعلایی:
وایتینگ جان: «شیاطین» (نمایشنامه)، کتاب زمان، تهران، ۱۳۴۸
خورخه لوئیس بورخس: «ویرانه های مدور»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۴۹
یان فلمینگ: «چیتی چیتی بنگ بنگ» (کودکان)، پیوند، تهران، ۱۳۵۰
اکتاویو پاز: «سنگ آفتاب» (شعر)، کتاب زمان، تهران ۱۳۵۰
ای.تی. مور: «ای.ام. فاستر» (نقد آثار) جیبی، تهران، ۱۳۵۱
خورخه لویس بورخس: «الف و داستان های دیگر»، پیام، تهران، ۱۳۵۱
عبدالحکیم خلیفه: «عرفان مولوی» (با همکاری دکتر احمد محمدی)، شورای عالی فرهنگ، تهران، ۱۳۵۲
مریل جین، «اسب عالی» (کودکان)، بانک صادرات ایران، تهران، ۱۳۵۲
اکتاویو پاز و دیگران: «دربارهٔ ادبیات»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۳
خورخه لویس بورخس: «هزارتوها»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۵
ویلیام گلدینگ: «خدای عقرب»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۵
هانری پیر: «ژان پل سارتر» (با همکاری ابوالحسن نجفی) کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۵
گراهام گرین: «کنسول افتخاری»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۶
برنارد مالامود و دیگران: «طوق طلا» (مجموع داستان)، آگاه، تهران، ۱۳۵۶
اکتاویو پاز: «کودکان آب و گل» (نقد ادبی)، کتاب آزاد، تهران، ۱۳۶۱
وی. اس. نایپول: «هند، تمدن مجروح»، فاریاب، تهران، ۱۳۶۲
میلان کوندرا: «کلاه کلمنتیس»، دماوند، تهران، ۱۳۶۲
جوزف کنراد. «از چشم غربی»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۶۳
گراهام گرین: «عامل انسانی»، رضا، تهران، ۱۳۶۵
خورخه لویس بورخس: «مرگ و پرگار»، فاریاب، تهران، ۱۳۶۴
خورخه لویس بورخس: «باغ گذرگاه های پیچاپیچ»، نشر رضا، تهران، ۱۳۶۸
هرمان ملویل: «بیلی باد، ملوان» نشر رضا، تهران، ۱۳۶۹
ادوارد مورگان فورستر: «درخت و خاطره (هواردز اِند)»، نشر نیلوفر، تهران، ۱۳۷۴
مقالات، داستان ها، و اشعار بسیار در مجلات جنگ اصفهان، سخن، نگین، الفبا، رودکی، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی، کتاب جمعه، مفید، گردون، آدینه، دنیای سخن، کلک، لیترَری ریویو و جز آن.
منتشرنشده
ترجمهٔ دو جلد اول از چهار رمان چهارباب اسکندریه (ژوستین، بالتازار، مونتُوليو، و کِلیا) اثر لارنس دارل که هرگز اجازه چاپ نگرفتند.[۹]
وینترسون جانت: شور، نشر زنده رود، اصفهان (ادبیات معاصر انگلستان)
کاسترو، فررایرا: دیر راهبان، نشر فردا، اصفهان (ادبیات معاصر فرانسه)
صادقی، بهرام: ملکوت (ترجمه به انگلیسی)
خدایی، علی: پشت شیشه، پشت مه (ترجمه به انگلیسی)
فرخ فال، رضا: بارانهای عیش ما (ترجمه به انگلیسی)[۱۰]

